از ويژگى هاى انسان در شگفتى مانيد ، كه : با پاره اى " پى " مى نگرد ، و با " گوشت " سخن مى گويد . و با " استخوان " مى شنود ، و از " شكافى " نَفس مى كشد!!
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

نسخه نهج البلاغه مدرسه عالي شهيد مطهري

 ماخذ كتاب:كتابخانه مدرسه عالي شهيد مطهري سپهسالار - جلد2
در صفحات:112تا158
زبان كتاب:عربي
نام كتابخانه: كتابخانه مدرسه عالي شهيد مطهري شهر: تهران
مولف:سيد رضي
تاريخ كتابت:ماه رجب سال 400 هجري
توضيحات درباره مولف تفسير كه بسال 1355 درنجف اشرف  چاپ شده تاريخ تاليف آنرا در حدود دو سال پيش از سال 392 دانسته اند درصورتيكه مولف در همان تفسير ( ص 167 ) مطلبي را حواله بكتاب نهج البلاغه كه در خطب و مكاتيب و كلمات قصار  حضرت (ع) ميباشد حواله داده و ميدانيم كه نهج البلاغه بسال 400 تاليف يافته بنابراين چون بر نسخه اي از اين تفسير كه ماخذ چاپ ميباشدعبارتي از سيد بتاريخ 402 نقل گرديده بدست ميايد كه تاليف آن تفسير ميان سال 400 و 402 بوده ولي نگارش
آن نسخه بسال 533 ميباشد.
{5}
(1) چنانكه ابن خلكان و ديگران نوشته اند جمعي بجمع آوري اشعار سيد رضي مبادرت نموده اند و بهتر از همه آنست كه ابو الحكيم خبري در چهار مجلد جمع آوري كرده است  خبري منسوب به خبر باخاء معجمه مفتوحه و باء موحده تحتاني وراء مهمله است و اصطخري در كتاب خود گفته كه خبر نام دو جا است يكي جزء كوره استخر وديگري تابع كوره دارابجرداست.
پس از معاشرت عرب باعجم پاء فارسي به فاء بدل گرديده چون پارس = فارس. اسپهان =
اصفهان. پسا = فسا و غيره و در فارسنامه ناصري گفتار 2 ص 196 نوشته شده كه خفر واقع
در نواحي اصطخر اصل آن خپر با پاء فارسي است.
وبعقيده نگارنده آنكه جزء كوره دارابجرد بوده بايستي قصبه " خير " با ياء مثناه  تحتاني باشد كه بگفته فارسنامه ناصري در گفتار 2 ص 178 در شمال اصطهبانات واقع شده و دهات شمالي اصطهبانات در او افتاده است.
شرح حال ابوالحكيم در ج 3 طبقات الشافعيه سبكي ص 203 بدين نحو ذكر شده است:
ابو الحكيم خبري عبدالله بن ابراهيم بن عبدالله فقه را از شيخ ابواسحق شيرازي فراگرفت و در فرائض و حساب بسيار دانا شد و در آنها تاليفهاي خوب نموده وكاملا آشنا بقواعد عربيت بود و خط بسيار خوبي داشت و املائش در كمال صحت و درستي بود بشرح حماسه و دواوين چندي چون ديوان بحتري متنبي و رضي موسوي و غير از اينها پرداخت و احاديث  بسيار استماع نمود و بوقايع تاريخي آشنا بود و آنها را نقل مينمود و سبط وي ابوالفضل محمد بن ناصر السلامي الحافظ از ايشان روايت نموده و ابو الحكيم كتابت قرآن مينموده و گويند روزي چون آيه اي از قرآن كريم را نوشت قلم را از دست انداخت و گفت بخدا سوگند بدين طرز مردن بسيار خوب و گوارا است و همان وقت جان بجان آفرين تسليم نمود و اين در ذيحجه  سال 476 بوده انتهي.
و نيز در ص 513 ج 1 كشفالظنون نوشته شده كه يكي از ادباء ديوان سيد رضي رامختصر كرده و نام آنرا " انشراح الصدر " گذارده وچنانكه در ص 208 ج 4 فهرست كتابخانه خديويه نوشته شده نسخه اي از اين مختصر كه بسال 1020 نگارش يافته درآن كتابخانه  موجود و نام انتخاب كننده آن را بدست نداده اند وجرجي زيدان در ص 257 - 258
ج 2 تاريخ آداب اللغه گفته كه سيد رضي را كتابي بنام " انشراح الصدر " ميباشد كه نسخه آن در كتابخانه خديويه است و نسبت اين كتاب به سيد رضي بي اشكال نيست ونيز در همان صفحات مذكوره نوشته اند كه در كتابخانه اسكوريال مجموعه اشعاري بنام "
طيف الخيال " منسوب به سيد رضي است. و ابوالحكيم را خيري با خاء معجمه باياء مثناه  تحتاني ضبط كرده چنانكه فريد و جدي ويراحيري باحاء مهمله و ياء مثناه نحتاني ثبت نموده است.
{6}
(2) آقاي شيخ عبد
الحسين حلي نام اين كتاب را نبرده و در ذيل معرفي از" حقائق التاويل في متشابه التنزيل " در ص 84 مقدمه آن نوشته اند: و كفي بقول معاصريه فيه :انه يتعذر وجود مثله " و در معالم العلما ابن شهر آشوب و شذرات الذهب و مرآت الجنان اين عبارت راجع به " معاني القرآن " از ابن جني استاد سيد رضي نقل گرديده و در معالم العلما چنانكه گذشت حقائق التاويل في متشابه التنزيل و معاني القرآن رابنام دو مولفه از سيد رضي ذكر نموده است و صاحب لولو البحرين غير ازكتاب حقائق التاويل و كتاب المتشابه في القرآن كه گفتيم هر دو يكي است كتابي بنام " تفسير القرآن" به سيد نسبت داده و نگارنده را عقيده آنست كه مراد ايشان از آن تفسير همين " معاني القرآن " است.
بخش بندي: در سه باب بدين ترتيب مرتب  گرديد: باب اول: در خطب و آنچه نظير آنست. باب دوم: در نامه ها و وصاياي آنحضرت بعمال خويش و بديگران. باب سوم: در كلمات قصار.
و آنرا نهج البلاغه (1) {1} نام نهاده و در آخر هر باب كاغذهاي ننوشته گذارده ام  تا اگر پس از اين بر آثاري از آنحضرت دست يابم در جاي مناسب آن گذارم _______
{1}
(1) صاحب معجم المطبوعات در ص 1124 نام اين كتاب را " نهج البلاغه و مشرع الفصاحه "
ثبت نموده و ندانستم از كجا جمله " و مشرع الفصاحه " را بر نام اصلي كتاب افزوده است.
توضيخات در مورد چاپ نسخه: نهج البلاغه مكرر در ايران و مصر با شرح و بدون آن چاپ گرديده است.
همه اطلاعات:ن مجلد بسال  1289 چاپ گرديده است.
مولف عيون الحكم چنانكه پيش دانسته شد علي بن محمد الليثي و الواسطي ميباشد ولي مولف وقايع الايام تصور نموده اند كه لسان الملك خود بجمع آن كلمات موفق شده و عباراتي كه ناشر در ابتداء آن كلمات نگاشته نيز مو هم اين تصور هست ولي نگارنده آنرا شناخت و با نسخه اين كتابخانه مطابقه و مقابله نمود، عين آن كتاب بود،و اين خود موجب خورسندي است كه اين كتاب نفيس ( عيون الحكم )بچاپ رسيده است.
5 - عبد الكريم بن محمد يحيي قزويني معاصر شاه سلطان حسين صفوي كلمات قصار موجوده در غرر الحكم را در تحت 99 باب كه هر بابي راجع بيكي از مباحث و موضوعات خاص ميباشد مرتب نموده و پس از آن بفارسي شرح كرده اند و در ص 105 - 112 بنام " نظم الغرر و نضد الدرر " معرفي از آن گذشت.
6 - ابن ابي الحديد پس از شرح كلمات قصار موجوده در باب سوم نهج البلاغه هزار كلمه قصار از آن حضرت ع جمع و بدون شرح و بسط در آخر شرح خويش گذارده و جداگانه بسال 1329 در بيروت چاپ گرديده و خود جامع در مقدمه آن گفته اند كه بسياري از اين كلمات مسلما از آن حضرت و برخي هم گرچه  كلام آنحضرت بودن آنها مسلم نيست ولي چون مشتمل بر حكمي بود بنقل آنها
مبادرت گرديد.
محدث معاصر آقاي حاج شيخ عباس قمي سلمه الله صد كلمه از اين كلمات را انتخاب و آنها را بفارسي شرح و ترجمه نموده، بسال 1353 بنام " صد كلمه " در طهران چاپ گرديده و در مقدمه آن مذكور است كه تمام هزار كلمه را نيز بفارسي  ترجمه و شرح كرده اند.
7 - سيد شهرستاني نگاشته اند كه برحسب خواست جمعي امين نخله كه از فضلاء ميباشند نيز صد كلمه از كلمات قصار حضرت (ع) را انتخاب كرده و در مقدمه آن اظهار عجز نموده كه متحيرم از اين درر شاهوار كدام يك را برگزينم.
8 - حسين بن يوسف هروي كه بگفته مولف فهرست كتابخانه رضويه از علماء قرن دهم هجري بوده چهل كلمه از كلمات قصار حضرت ع را هر يك بيك رباعي فارسي ترجمه نموده و نسخه آن كه بسال 952 نوشته شده در آن كتابخانه موجود است.
9 - مكتبي شيرازي كه ليلي و مجنون او مشهور است شصت كلمه از كلمات قصار حضرت را بفارسي نظم بسته و پس از ترجمه، تمثيلي نيز بنظم براي توضيح هر يك آورده و مجموع اشعار آن ( 1500 ) بيت ميباشد و نسخه آن كه بسال 1036 نگارش يافته در كتابخانه استاد معظم آقاي ملك الشعراء بهار موجود و بنام " كلمات عليه غرا " بهمت آقاي كوهي كرماني بسال 1313 شمسي در طهران چاپ گرديده و نسخه چاپي آن در تحت شماره ( 4000 ) در اين كتابخانه ميباشد.
10 - در وقايع الايام نوشته شده كه مولي مير القاري الكوكبي الجيلاني از معاصرين شاه عباس بوده و كتابي بنام " زبده الحقائق " دارد كه مشتمل بر ابوابي چند بعربي و فارسي است و يكي از ابواب آن بنام " باب كلمات حضرت پيغمبر ص و الفاظ حضرت علي بن ابيطالب ع " است و تاليف اين كتاب براي سلطان احمد خان حاكم گيلان ميباشد و قسمتي از آنرا مولف وقايع الايام در تبريز ديده اند.
11 - الفرائد و القلائد نيز مجموعه اي از كلمات قصار حضرت علي (ع)
ميباشد و جامع آن چنانكه در مقدمه عيون الحكم و المواعظ ثبت گرديده قاضي ابويوسف يعقوب بن سليمان الاسفرائني است و نسخه آن در كتابخانه مدرسه مروي در طهران موجود و نگارنده آنرا زيارت نموده و باحتمال دانشمند فرزانه آقاي امين عراقي رئيس محترم آن كتابخانه از خطوط اواخر قرن ششم هجري است.
12 - كمال الدوله محمد حسن قاجار در زمان سلطنت مظفرالدين شاه قاجار پاره اي از كلمات قصار حضرت را كه جنبه اخلاقي و اجتماعي داشته بفارسي ترجمه كرده و آنها را بحروف تهجي مرتب نموده و مجموع آن كلمات ( 430 ) جمله ميباشد و آنرا " ابواب الحكم " ناميده و بسال 1319 در طهران چاپ شده و در آخر براي تيمن و تبرك عين الفاظ يكي از كلمات حضرت (ع) را نقل نموده و آغاز آنجمله اينست: ثمانيه ان اهينوا فلايلوموا الا انفسهم الخ.
13 - آقاي حاج سيد عبدالله بهبهاني دام عمره كه از علماء فعلي ايران و ساكن بندر بوشهر ميباشند نيز پاره اي از كلمات قصار را انتخاب و بترجمه فارسي آنها مبادرت نموده و نام آنرا " محفظه الانوار " گذارده و بوسيله دانشمند معظم آقا شيخ عبدالكريم سعادت بسال 1343 در شيراز چاپ شده است.
14 - آقاي مورخ الدوله ( احمد علي سپهري ) دسته اي از كلمات قصار را كه جنبه عملي و اخلاقي داشته ( در حدود 570 كلمه ) بنظر خويش انتخاب كرده، پس از آن بفارسي بسيار فصيح و روان و فرانسه ترجمه نموده و مقدمه  شيوائي در معرفي از صاحب آن كلمات، آفتاب جهان دانش و پادشاه پرهيزكاران حضرت مولي الموالي امير المومنين علي عليه السلام نيز بفارسي و فرانسه نگاشته و
نهج البلاغه (1)
 
اطلاعات كتاب اصلي:

در صفحات:112تا158
زبان كتاب:عربي
مولف:سيد رضي
تاريخ كتابت:ماه رجب سال 400 هجري
توضيحات درباره مولف تفسير كه بسال 1355 درنجف اشرف چاپ شده تاريخ تاليف آنرا در حدود دو سال پيش از سال 392 دانسته اند درصورتيكه مولف در همان تفسير ( ص 167 ) مطلبي را حواله بكتاب نهج البلاغه كه در خطب و مكاتيب و كلمات قصار حضرت (ع) ميباشد حواله داده و ميدانيم كه نهج البلاغه بسال 400 تاليف يافته بنابراين چون بر نسخه اي از اين تفسير كه ماخذ چاپ ميباشدعبارتي از سيد بتاريخ 402 نقل گرديده بدست ميايد كه تاليف آن تفسير ميان سال 400 و 402 بوده ولي نگارش آن نسخه بسال 533 ميباشد.
{5}
(1) چنانكه ابن خلكان و ديگران نوشته اند جمعي بجمع آوري اشعار سيد رضي مبادرت نموده اند و بهتر از همه آنست كه ابو الحكيم خبري در چهار مجلد جمع آوري كرده است خبري منسوب به خبر باخاء معجمه مفتوحه و باء موحده تحتاني وراء مهمله است و اصطخري در كتاب خود گفته كه خبر نام دو جا است يكي جزء كوره استخر وديگري تابع كوره دارابجرداست.
پس از معاشرت عرب باعجم پاء فارسي به فاء بدل گرديده چون پارس = فارس. اسپهان = اصفهان. پسا = فسا و غيره و در فارسنامه ناصري گفتار 2 ص 196 نوشته شده كه خفر واقع در نواحي اصطخر اصل آن خپر با پاء فارسي است.
وبعقيده نگارنده آنكه جزء كوره دارابجرد بوده بايستي قصبه " خير " با ياء مثناه تحتاني باشد كه بگفته فارسنامه ناصري در گفتار 2 ص 178 در شمال اصطهبانات واقع شده و دهات شمالي اصطهبانات در او افتاده است.
شرح حال ابوالحكيم در ج 3 طبقات الشافعيه سبكي ص 203 بدين نحو ذكر شده است:
ابو الحكيم خبري عبدالله بن ابراهيم بن عبدالله فقه را از شيخ ابواسحق شيرازي فراگرفت و در فرائض و حساب بسيار دانا شد و در آنها تاليفهاي خوب نموده وكاملا آشنا بقواعد عربيت بود و خط بسيار خوبي داشت و املائش در كمال صحت و درستي بود بشرح حماسه و دواوين چندي چون ديوان بحتري متنبي و رضي موسوي و غير از اينها پرداخت و احاديث بسيار استماع نمود و بوقايع تاريخي آشنا بود و آنها را نقل مينمود و سبط وي ابوالفضل محمد بن ناصر السلامي الحافظ از ايشان روايت نموده و ابو الحكيم كتابت قرآن مينموده و گويند روزي چون آيه اي از قرآن كريم را نوشت قلم را از دست انداخت و گفت بخدا سوگند بدين طرز مردن بسيار خوب و گوارا است و همان وقت جان بجان آفرين تسليم نمود و اين در ذيحجه سال 476 بوده انتهي.
و نيز در ص 513 ج 1 كشفالظنون نوشته شده كه يكي از ادباء ديوان سيد رضي رامختصر كرده و نام آنرا " انشراح الصدر " گذارده وچنانكه در ص 208 ج 4 فهرست كتابخانه خديويه نوشته شده نسخه اي از اين مختصر كه بسال 1020 نگارش يافته درآن كتابخانه موجود و نام انتخاب كننده آن را بدست نداده اند وجرجي زيدان در ص 257 – 258 ج 2 تاريخ آداب اللغه گفته كه سيد رضي را كتابي بنام " انشراح الصدر " ميباشد كه نسخه آن در كتابخانه خديويه است و نسبت اين كتاب به سيد رضي بي اشكال نيست ونيز در همان صفحات مذكوره نوشته اند كه در كتابخانه اسكوريال مجموعه اشعاري بنام "طيف الخيال " منسوب به سيد رضي است. و ابوالحكيم را خيري با خاء معجمه باياء مثناه تحتاني ضبط كرده چنانكه فريد و جدي ويراحيري باحاء مهمله و ياء مثناه نحتاني ثبت نموده است.
{6}
(2) آقاي شيخ عبد الحسين حلي نام اين كتاب را نبرده و در ذيل معرفي از" حقائق التاويل في متشابه التنزيل " در ص 84 مقدمه آن نوشته اند: و كفي بقول معاصريه فيه :انه يتعذر وجود مثله " و در معالم العلما ابن شهر آشوب و شذرات الذهب و مرآت الجنان اين عبارت راجع به " معاني القرآن " از ابن جني استاد سيد رضي نقل گرديده و در معالم العلما چنانكه گذشت حقائق التاويل في متشابه التنزيل و معاني القرآن رابنام دو مولفه از سيد رضي ذكر نموده است و صاحب لولو البحرين غير ازكتاب حقائق التاويل و كتاب المتشابه في القرآن كه گفتيم هر دو يكي است كتابي بنام " تفسير القرآن" به سيد نسبت داده و نگارنده را عقيده آنست كه مراد ايشان از آن تفسير همين " معاني القرآن " است.

بخش بندي: در سه باب بدين ترتيب مرتب گرديد: باب اول: در خطب و آنچه نظير آنست. باب دوم: در نامه ها و وصاياي آنحضرت بعمال خويش و بديگران. باب سوم: در كلمات قصار. و آنرا نهج البلاغه (1) {1} نام نهاده و در آخر هر باب كاغذهاي ننوشته گذارده ام تا اگر پس از اين بر آثاري از آنحضرت دست يابم در جاي مناسب آن گذارم
_______
{1}
(1) صاحب معجم المطبوعات در ص 1124 نام اين كتاب را " نهج البلاغه و مشرع الفصاحه "ثبت نموده و ندانستم از كجا جمله " و مشرع الفصاحه " را بر نام اصلي كتاب افزوده است.

توضيخات در مورد چاپ نسخه: نهج البلاغه مكرر در ايران و مصر با شرح و بدون آن چاپ گرديده است.
همه اطلاعات:ن مجلد بسال 1289 چاپ گرديده است.
مولف عيون الحكم چنانكه پيش دانسته شد علي بن محمد الليثي و الواسطي ميباشد ولي مولف وقايع الايام تصور نموده اند كه لسان الملك خود بجمع آن كلمات موفق شده و عباراتي كه ناشر در ابتداء آن كلمات نگاشته نيز مو هم اين تصور هست ولي نگارنده
آنرا شناخت و با نسخه اين كتابخانه مطابقه و مقابله نمود، عين آن كتاب بود،و اين خود موجب خورسندي است كه اين كتاب نفيس ( عيون الحكم )بچاپ رسيده است.
5 - عبد الكريم بن محمد يحيي قزويني معاصر شاه سلطان حسين صفوي كلمات قصار موجوده در غرر الحكم را در تحت 99 باب كه هر بابي راجع بيكي از مباحث وموضوعات خاص ميباشد مرتب نموده و پس از آن بفارسي شرح كرده اند و در ص 105 - 112 بنام " نظم الغرر و نضد الدرر " معرفي از آن گذشت.
6 - ابن ابي الحديد پس از شرح كلمات قصار موجوده در باب سوم نهج البلاغه هزار كلمه قصار از آن حضرت ع جمع و بدون شرح و بسط در آخر شرح خويش گذارده و جداگانه بسال 1329 در بيروت چاپ گرديده و خود جامع در مقدمه آن گفته اند كه بسياري از اين كلمات مسلما از آن حضرت و برخي هم گرچه كلام آنحضرت بودن آنها مسلم نيست ولي چون مشتمل بر حكمي بود بنقل آنها
مبادرت گرديد.
محدث معاصر آقاي حاج شيخ عباس قمي سلمه الله صد كلمه از اين كلمات را انتخاب و آنها را بفارسي شرح و ترجمه نموده، بسال 1353 بنام " صد كلمه " در طهران چاپ گرديده و در مقدمه آن مذكور است كه تمام هزار كلمه را نيز بفارسي ترجمه و شرح كرده اند.
7 - سيد شهرستاني نگاشته اند كه برحسب خواست جمعي امين نخله كه از فضلاء ميباشند نيز صد كلمه از كلمات قصار حضرت (ع)  را انتخاب كرده و در مقدمه آن اظهار عجز نموده كه متحيرم از اين درر شاهوار كدام يك را برگزينم.
8 - حسين بن يوسف هروي كه بگفته مولف فهرست كتابخانه رضويه از علماء قرن دهم هجري بوده چهل كلمه از كلمات قصار حضرت ع را هر يك بيك رباعي فارسي ترجمه نموده و نسخه آن كه بسال 952 نوشته شده در آن كتابخانه موجود است.
9 - مكتبي شيرازي كه ليلي و مجنون او مشهور است شصت كلمه از كلمات  قصار حضرت را بفارسي نظم بسته و پس از ترجمه، تمثيلي نيز بنظم براي توضيح هر يك آورده و مجموع اشعار آن ( 1500 ) بيت ميباشد و نسخه آن كه بسال 1036 نگارش يافته در كتابخانه استاد معظم آقاي ملك الشعراء بهار موجود و بنام " كلمات عليه غرا " بهمت آقاي كوهي كرماني بسال 1313 شمسي در طهران چاپ گرديده و نسخه چاپي آن در تحت شماره ( 4000 ) در اين كتابخانه ميباشد.
10 - در وقايع الايام نوشته شده كه مولي مير القاري الكوكبي الجيلاني از معاصرين شاه عباس بوده و كتابي بنام " زبده الحقائق " دارد كه مشتمل بر ابوابي چند بعربي و فارسي است و يكي از ابواب آن بنام " باب كلمات حضرت پيغمبر ص  و الفاظ حضرت علي بن ابيطالب ع " است و تاليف اين كتاب براي سلطان احمد خان حاكم گيلان ميباشد و قسمتي از آنرا مولف وقايع الايام در تبريز ديده اند.
11 - الفرائد و القلائد نيز مجموعه اي از كلمات قصار حضرت علي (ع) ميباشد و جامع آن چنانكه در مقدمه عيون الحكم و المواعظ ثبت گرديده قاضي ابويوسف يعقوب بن سليمان الاسفرائني است و نسخه آن در كتابخانه مدرسه مروي در طهران موجود و نگارنده آنرا زيارت نموده و باحتمال دانشمند فرزانه آقاي امين عراقي رئيس محترم آن كتابخانه از خطوط اواخر قرن ششم هجري است.
12 - كمال الدوله محمد حسن قاجار در زمان سلطنت مظفرالدين شاه قاجار پاره اي از كلمات قصار حضرت را كه جنبه اخلاقي و اجتماعي داشته بفارسي ترجمه كرده و آنها را بحروف تهجي مرتب نموده و مجموع آن كلمات ( 430 ) جمله ميباشد و آنرا " ابواب الحكم " ناميده و بسال 1319 در طهران چاپ شده و در آخر براي تيمن و تبرك عين الفاظ يكي از كلمات حضرت (ع) را نقل نموده و آغاز آنجمله اينست: ثمانيه ان اهينوا فلايلوموا الا انفسهم الخ.
13 - آقاي حاج سيد عبدالله بهبهاني دام عمره كه از علماء فعلي ايران و ساكن بندر بوشهر ميباشند نيز پاره اي از كلمات قصار را انتخاب و بترجمه فارسي آنها مبادرت نموده و نام آنرا " محفظه الانوار " گذارده و بوسيله دانشمند معظم آقا شيخ عبدالكريم سعادت بسال 1343 در شيراز چاپ شده است.
14 - آقاي مورخ الدوله ( احمد علي سپهري ) دسته اي از كلمات قصار را كه جنبه عملي و اخلاقي داشته ( در حدود 570 كلمه ) بنظر خويش انتخاب كرده، پس از آن بفارسي بسيار فصيح و روان و فرانسه ترجمه نموده و مقدمه شيوائي در معرفي از صاحب آن كلمات، آفتاب جهان دانش و پادشاه پرهيزكاران حضرت مولي الموالي امير المومنين علي عليه السلام نيز بفارسي و فرانسه نگاشته .