ستودن بيش از آنچه كه سزاوار است نوعى چاپلوسى ، و كمتر از آن ، درماندگى يا حسادت است.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

معرفي دو شرح نهج البلاغه

منهاج الراعه في شرح نهج البلاغه و معارج نهج البلاغه

1. منهاج البراعه في شرح نهج البلاغه
 
تاليف قطب الدين ابوالحسين سعيد بن هبه الله راوندي (در گذشته ي 573ق) وي فقيه و محدثي بزرگ بوده و از كساني چون ابوعلي فضل بن حسن طبرسي، ابن شجري، جعفر بن محد دوريستي استفاده كرده و كساني چون ابن شهرآشوب از وي روايت مي كنند. وي داراي آثار زيادي است كه برخي از آنها عبارتند از: الخرائج و الجرائح، قصص الانبيا، خلاصه التفاسير، سلوه الحزين، المغني في شرح النهايه، تفسير القرآن، الرائع في الشرائع، تهافت الفلاسفه جواهر الكلام في شرح مقدمه ي الكلام و فقه القرآن.
منتجب الدين در تاريخ او را در جميع علوم فاضل دانسته، و ضمناً ياد از كثرت تمايل وي به تشيع او تكيه كرده است. (1) قطب الدين راوندي در اين شرح از پنج طريق متن نهج البلاغه را از شريف رضي روايت مي نمايد. وي در آغاز شرحي مفصل بر خطبه ي اول نهج البلاغه نگاشته بود كه پس از آن تصميم گرفت تمام كتاب را شرح و تفسير نمايد. تاليف اين كتاب در اواخر شعبان 556ق، پايان پذيرفته است. منهاج البراعه شرحي است ادبي بر نهج البلاغه كه به صورت موجز به بحثهاي كلام نيز پرداخته است. خود در مورد شرح خويش مي نويسد كه سعي داشته الفاظ غريب و معاني عجيب آنرا تبيين نموده مسائل مشكل نهج البلاغه را با سهلترين لفظ شرح دهد. ابن ابي الحديد معتزلي در شرح خود برنهج البلاغه به خصوص در مسائل تاريخي بر اين شرح خرده ها گرفته و شيخ يوسف بحراني (درگذشته ي 1186 ق) در سلاسل الحديد في تقييد ابن ابي الحديد سعي در پاسخ گويي به اين اشكالات داشته است. قطب الدين راوندي در اين كتاب از شرح وبري و بيهقي استفاده نكرده است. كيذري، ابن عتايقي و ابن ميثم بحراني در شروح خود بر نهج البلاغه از كتاب منهاج البراعه نام برده و از آن استفاده نموده اند.
گويا قطب الدين راوندي شرح ديگري بر نهج البلاغه داشته كه كيذري از آن نيز بهره جسته است. بدرستي روشن نيست كه مراد كيذري از شرح دوم راوندي كدام است شايد همان شرح خطبه ي اول نهج البلاغه باشد كه راوندي پيش از نگاشتن منهاج البراعه بدان پرداخته است.

چاپهاي منهاج البراعه:
 
1. اين كتاب اول بار به سال 1404ق در دهلي نو در 3 مجلد به كوشش عزيز الله عطاردي به چاپ رسيده است.
2. نيز به سال 1406ق در قم در 3 مجلد به كوشش عبداللطيف كوهكمري چاپ شده است.

نسخه هاي خطي منهاج البراعه:
 
1. نسخه كتابخانه ملي شوراي اسلامي، به شماره 6828.
2. نسخه اي ديگر در همان كتابخانه، به شماره 4127.
3. نسخه ي كتابخانه آستان قدس رضوي، به شماره 2051.
4. نسخه ي كتابخانه ملي ملك، به شماره 1151.
5. نسخه اي در كتابخانه ي سلطنتي در تهران.
6. نسخه ي كتابخانه ي مرحوم شيخ محمدسماوي در نجف.

2. معارج نهج البلاغه
 
تأليف ظهير الدين ابوالحسن علي بن زيد بيهقي فريد خراسان (متولّد سال 499 ق در گذشته ي 566 ق) بيهقي از علما و محققين بزرگ قرن ششم هجري است و در سبزوار و نيشابور سكونت داشته است. وي داراي آثار بسياري است كه از آنها مي توان: لباب الانساب، اعجاز القرآن، قرائن القرآن، مشارب التجارب، تلخيص مسائل من الذريعه، عرائس النفائس، غرر الامثال و درر الاقوال، مجامع الامثال، و بدائع الاقوال و تاريخ بيهقي را نام برد. (2)

چاپ كتاب معارج نهج البلاغه:
 
معارج نهج البلاغه به سال 1409ق به تصحيح مرحوم آقاي محمدتقي دانش پژوه در قم به چاپ رسيده است. بيهقي نهج البلاغه را نزد حسن بن يعقوب بن احمد قاري به سال 516 ق قرائت كرده و او آن را از جعفر بن احمد دوريستي كه از راويان شريف رضي است، روايت مي كند و نيز وي به واسطه پدرش از دوريستي، نهج البلاغه را روايت كرده است. وي در مقدمه كتاب به توصيف نهج البلاغه و سيدرضي مي پردازد.
وي سپس بيان مي كند كه قبل از وي كسي اين كتابرا شرح و تفسير نكرده است. از عبارات بيهقي كه مي گويد كسي پيش از وي نهج البلاغه را شرح نكرده بر مي آيد كه مرادش از شرح كتاب، شرح تمامي آن بوده است، و الا قبل از وي وبري خوارزمي، تعليقاتي بر كتاب داشته كه خود بيهقي از آن استفاده كرده است. وي در مقدمه كتاب داستان نگارش اين شرح و اينكه برخي از وي انجام آن را خواسته بودند را به تفصيل آورده است. نيز وي در همين مقدمه اشعاري در وصف نهج البلاغه آورده و اندكي نيز درباره ي كلام اميرالمؤمنين (ع) و بلاغت آن سخن داشته است. وي براي اثبات بلاغت كتاب نهج البلاغه، اندكي بحث بديعي كرده كه كيذري و ابن ميثم نيز از وي در اين مسئله، پيروي كرده اند.
وي در اين كتاب كه به تاريخ 13جمادي الاولي از سال 552 ق تاليف آن پايان پذيرفته است، بحثهاي ادبي، فقهي، نجومي، طبي و فلسفي بسيار دارد. او به بحثهاي لغوي نيز مي پردازد و در ريشه شناسي پيرو ابن فارس قزويني است كه ريشه ها را داراي معناي اصلي مي داند و همه مشتقات را به آن برمي گرداند. وي به روش نقلي و عقلي به گزارش و شرح نهج البلاغه پرداخته و چون مورخ هم بوده در اين شرح از سخنان پيشينيان، گواه بسيار آورده است. برخي مباحث فلسفي، كلامي و اعتقادي كه در اين شرح آمده، توسط آقاي دانش پژوه بطور فهرست وار، در مقدمه كتاب بيان شده است.

چاپهاي معارج نهج البلاغه
 
1. الاعلام، خيرالدين زركلي، بيروت، 1986م.
2. اعيان الشيعه، سيدحسن امين، بيروت، 1403ق.

نسخه هاي خطّي معارج نهج البلاغه:
 
1. نسخه ي كتابخانه ي آستان قدس رضوي، به شماره 2052. كتاب بر اساس همين نسخه به چاپ رسيده است.
2. نسخه اي در كتابخانه ي شيخ محمد صالح بن احمد آل طعان در قطيف.
منابع و مآخذ:
امل الامل، شيخ حر عاملي، به كوشش سيد احمد حسيني، قم، 1362ش.
تاريخ الادب العربي، كارل بروكلمان، ترجمه عربي، مصر تلخيص مجمع الاداب، ابن فوطي.
تنقيح المقال، عبدالله مامقاني، نجف، 1350ش.
نقات العيون في سادس القرون، آقابزرگ تهراني، به كوشش علينقي منزوي، بيروت، 1392ق.
جامع الروات، محمدبن علي اردبيلي، بيروت، 143.
دائره المعارف الاسلامي، ترجمه ابراهيم زكي خورشيد و ديگران، تهران، انتشارات جهان.
الذريعه الي تصانيف الشيعه، آقا بزرگ تهراني، بيروت، 1403ق.
روضات الجنات، محمدباقر خوانساري، قم، مكتب اسماعيليان.
رياض العلما، ميرزا عبدالله افندي، به كوشش احمد حسيني، قم، 1401ق.
سير اعلام النبلا، محمد بن احمد ذهبي، به كوشش شعيب ارنووط و ديگران،‌ بيروت، موسسه الرساله، الغدير، عبدالحسين اميني، بيروت، 1403ق.
فرمان مالك اشتر، مقدمه، محمدتقي دانش پژوه، تهران، 1359ش.
فهرست شيخ منتجب الدين، به كوشش عبدالعزيز طباطبائي، قم، 1404ق.
فهرست معارف، عبدالعزيز جواهر الكلام، تهران، 1313 ش.
فهرست نسخه هاي خطي آستان قدس رضوي، مشهد، 1329ش.
فهرست نسخه هاي خطي مجلس، تهران، 1345ش.
فهرست نسخه هاي خطي كتابخانه ملك، تهران، 1352ش.
لسان الميزان، ابن حجر عسقلاني، حيدرآباد دكن، 1330ش.
لؤلؤ البحرين، شيخ يوسف بحراني، به كوشش سيد محمد صادق بحرالعلوم، قم، مؤسسه آل البيت.
مستدرك الوسائل، ميرزا حسين نوري، قم، مؤسسه اسماعيليان.
مصادر نهج البلاغه و اسانيده، سيدعبدالزهرا خطيب، بيروت، 1405ق.
معارج نهج البلاغه، علي بن زيد بيهقي، به كوشش و مقدمه محمدتقي دانش پژوه، قم، 1409ق.
معالم العلما، ابن شهرآشوب، به كوشش محمدصادق بحرالعلوم، نجف، 1380ق.
معجم الادبا، ياقوت حموي، بيروت، 1400ق.
معجم رجال الحديث، سيدابوالقاسم خوئي، بيروت، 1403.
معجم المؤلفين، عمر رضا كحاله، بيروت، معتبي المثني و دار احيا التراث العربي.
منهاج البراعه، قطب الدين راوندي، به كوشش عبداللطيف كوهكمري، قم، 1406ق.
هديه العارفين، اسماعيل پاشا بغدادي، استانبول.
يادداشتها 1) فهرست منتجب الدين، ص 9087. 2) الذريعه، ج14، ص 115، 126 و 127؛ 216 ص 178 و 184؛ ج 23 ص 157 و 158. 3) مقدمه ي منهاج البراع، ص 6158. 4) لسان الميزان، ج3، ص 548. 5) فرمان مالك اشتر، ص 13 و 14. 6) فهرست كتابخانه ي مجلس شوراي اسلامي ج11، ص 123. 7) فهرست كتابخانه آستان قدس، ج5، ص 111و 171. 8) فهرست كتابخانه ملك، ج1، ص 751. 9) فهرست معارف، ج1، ص 143. 10) مصادر نهج البلاغه، ج1، ص 208. 11) منهاج البراع، ج1، ص 94؛ ج3، ص 401.403. 12) معجم الادبا، ج13، ص 225.229. 13) معارج نهج البلاغه، ص2.5 و 37. 1 لسان الميزان: 48/3.

پي نوشت ها :
 

1) معالم العلما: 55 جامع الروات: 361/1 فهرست منتجب الدين: 87 ثقات العيون في سادس القرون: 124 رياض العلما: 419/2 معجم رجال الحديث: 93/8 امل الامل: 125/2 روضات الجنات: 5/4 الغدير: 380/5 اعيان الشيع: 239/7 لؤلؤ البحرين: 304مستدرك الوسائل: 489/3 تنقيح المقال: 21/2 الاعلام: 104/3 لسان الميزان: 48/3 تاريخ الادب العربي: 247/6 هدي العارفين: 392/1 تلخيص مجمع الاداب: 639/4
2) مصادر شرح حال: معالم العلما: 51.52 سير اعلام النبلا: 585/20 معجم الادبا: 219/13 دائره المعارف الاسلامي: 431/4 هديالعارفين: 699/1 اعيان الشيع: 241/8 معجم المؤلفين: 96/7.
 

منبع: سالنماي النهج 1-5