علم دو گونه است: علم فطرى و علم اكتسابي؛ اگر هماهنگ با علم فطري نباشد سودمند نخواهد بود.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

خانه  >  معارف نهج البلاغه (نیایش)  >  دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

1. مقدّمه
دعا صمیمی ترین شیوه ارتباط بندگان با خداوند است که از رهگذر آن هر کس به فراخور جهان و جور خود با ساحت قدس ربوبی راز و نیاز می کند: یکی برآورده شدن نیازهای خرد و کلان دنیوی را می طلبد؛ دیگری شرمنده از سیاهی نامه عمل خویش، بخشایش الهی را درخواست می کند. بنده ای که گام در راه پر نشیب و فراز سلوک معنوی نهاده و شراب معنا، پیمانه ی جانش را لباب ساخته، توشه ای افزونتر طلب می کند، در مرتبه ای بس فراتر اولیای الهی از آن که بنا به ضرورت با ابنای زمان درآمیخته و از غرقه شدن در دریای عشق و تماشای جلوه ی جمال و جلال حق، ساعاتی محروم مانده اند، با اشک سوز، عذر تقصیر می آورند و توفیق جبران گذشته را از دوست انتظار می برند.
باری، در این سوی دعا، بندگانی با هزاران خواسته، با اشک و آه، یکسره جویای خواسته های خود هستند و در سوی دیگر وجودی ایستاده که پروردگاری زیبنده ی اوست و خود را بیش از همه به صفت «رحمان» و «رحیم» موصوف کرده، و در نخستین آیات کتابش خود را کریم دانسته است« اقْرَأْ وَرَبُّكَ الأكْرَمُ(3) الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ»؛ [2]؛ خدایی که از راز درون بندگانش بهتر از خود آنان آگاه است و از میزان صدق نیازهایشان، حتّی اگر بر زبان جاری نکنند، باخبر است. خداوند چنان به بندگانش نزدیک است که در پاسخ پرسش آنان حتّی به پیامبرش اجازه ی وساطت در پاسخ گویی نمی دهد[3]. و چنان بردبار است که از اصرار فزون از حد بندگانش رنجور نمی شود و چنان بر قلّه ی فرازمند جود و سخا ایستاده که هر چه ببخشد، خزینه های کرمش پایان نمی گیرد، و چنان قدرتمند است که در راه اجابت خواست بندگانش، هزاران مانع خرد و کلان را از سر راه برمی گیرد. از همه شیرین تر آنکه نه بارگاه او حاجبی دارد و نه لختی آسایش می طلبد تا نیازداران را براند و به زمانی دیگر حواله دهد. بندگانش همیشه و همه جا، در خلوت و جلوت، در مکنت و نکبت، ریسمان دل را به آسمان مهربانی اش پیوند می زنند و جانشان را با امید به او روشنایی می بخشند. آیا چنین معبودی زیبنده ی راز و نیاز و دعا و حاجت خواهی نیست؟
2. مفهوم شناسی دعا
2.1. معنای لغوی دعا
دعا در لغت به معنای «خواندن»[4] [5]، «درخواست انجام دادن کار»[6] و «حاجت خواستن»[7] است. گفته اند اصل آن «دعاو» بوده و به دلیل قرار گرفتن «واو» پس از «الف» بر اساس قواعد اعلال تبدیل به همزه شده است[8]. جوهری آن را از ماده ی «دعوت» به معنای «فراخواندن به غذا» دانسته است[9]. همچنین در فرهنگ قرآن آمده که دعا یعنی سخنانی که بر خواستن خیری است و به معنای مختلفی همچون استغاثه و عبادت نیز آمده است. کسی که از او درخواست می شود باید بالاتر از درخواست کننده باشد. دعا درخواست از خداوند در قرآن گوناگون آمده است: توحید و ثنای الهی، طلب عفو رحمت و خواستن بهره دنیایی. نام گذاری به دعا بدین جهت است که انسان در این موارد کلام خویش را به «یا الله»، «یا ربّ» «یا رحمن» آغاز می کند[10].
راغب معتقد است «دعاء» بسان «نداء» (آواز دادن) است، با این تفاوت که ندا با الفاظی همچون «یا» و «أیا» و نظایر آنها ادا شده و مخاطبی به آن ضمیمه می شود، در حالی که «دعا» در جایی به کار می رود که نام مخاطب برده شود، هر چند ممکن است این دو واژه به جای یکدیگر نیز به کار روند[11]. ابوهلال عسکری ضمن تعریف دعا به «خواندن» در تفاوت میان آن و ندا گفته است: «دعا می تواند با صدای بلند یا کوتاه باشد اما ندا خواندن با آواز بلند است»[12]. او همچنین درباره تفاوت میان دعا و «مسئلت» (درخواست) بر این باور است که مسئلت همواره با نوعی خضوع همراه است و مخاطب آن دارای مقامی برتر است، اما دعا اگر متوجه خداوند باشد، با کرنش همراه است، و اگر مخاطب آن با دعاکننده برابر باشد با کرنش همراه نیست[13].
2.2. دعا در اصطلاح
در اصطلاح (دعا) درخواست عنایت و فضل خداوند و استمداد از او و سرانجام اظهار نیازمندی و عجز نزد او و هم ارتباط معنوی انسان ها و آفریدگار جهان و نجوای با او، به شمار می آید. چون نیایش و درخواست کمک از پروردگار، فطری است[14].
دعا خواندنی است که در بیان شرح حال و ضعف خویش مطرح باشد و مدد خواستن و کمک خواهی و پاسخ خواستن به اتکای این دعوت که خود فرمود: «... ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ ...»[15]؛ «مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم». دعا به صورت توسل و اعلام پناهندگی است و گاهی به صورت استغاثه و کمک خواهی است و در جمع آنها عامل آرامش، سادگی و رشد[16]. دعا متنی است که می آموزد، آگاه می کند و نیکی و زیبایی را تلقین می کند و علمی است که روح را به معراج روحانی می برد، از روزمرگی خارج می کند، به خدا نزدیک می کند و تعلیم و تربیت می دهد[17]. دعا برای اهل عرفان لذیذترین لذات محسوب می گردد چرا که سخن گفتن دلداده است با دلدار. همچنان که قرآن و قرائت آن سخن گفتن معشوق است با دلداده اش، پس دعا قرآنی است که فرا فرستاده می شود و در مقابل قرآن کتابی است فرو فرستاده شده[18].
دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست[19].
به هر حال حقیقت دعا یعنی خدا را باور کردن و با تمام وجود به او روی آوردن و داشتن کامل یعنی بر اینکه او توان حل مشکل و یا نجات داعی را از بند هر نوع حوادث دارد، انسان وقتی می تواند به عالم دعا وارد بشود که به طور یقین این معنی را قبول داشته باشد در غیر این صورت دعا مفهومی پیدا نمی کند و انسان عاقل به کار بیهوده دست نمی زند پس داعی در هنگام دعا به حرکت خود ایمان دارد و به عظمت خالق خود در فضای قلب خویش یقین دارد و او را تنها کسی که قدرت برآورد ساختن خواسته هایش را دارد مورد توجه قرار می دهد وقتی که محتوای شیرین دعا برای انسان روشن بشود و او از لذتش کامیاب گردد به تدریج در تمام زمینه ها به خدا روی می آورد و از او استمداد می کند از مواردی که در معنای دعا مدنظر دارد عبارت است از:
1- رسیدن به علاقه و خواسته هایش
2- رفع کمبود در نقص و یا برداشتن موانع از سر راه زندگی
3- نجات از چنگ حوادث و بیماری ها
4- عافیت و امنیت را به دست آوردن
5- از تنهایی و آزار آن نجات یافتن و ... [20].
پس بی گمان دعا و درخواست از خداوند در همه امور کارساز و راه گشا است. از جمله در درمان دردهای روحی و روانی و ... و پیشگیری از ابتلا به آنها. امام علی (علیه السلام) در همین زمینه و برای پیشگیری از رخنه نفاق و منزه ماندن روح از این صفت زشت درتعقیب نماز عشا چنین دعا می کند: « اللَّهُمَ‏ طَهِّرْ لِسَانِي‏ مِنَ الْكَذِبِ وَ قَلْبِي مِنَ النِّفَاقِ وَ عَمَلِي مِنَ الرِّيَاءِ وَ بَصَرِي مِنَ الْخِيَانَة ...؛[21] «خدایا زبانم را از دروغ و دلم را از نفاق و عملم را از ریا و دیده ام را از خیانت پاک و منزه بدار.»
بنابراین دعا، تنها راه اخلاص و نجات انسان از چنگ فقر و احتیاج است یک نعمت و عنایت بزرگ الهی است که بر موجود ضعیف و ناتوان بخشیده است و روزنه ای برای تأمین خواسته هایش به روی وی گشوده است تا اینکه انسان از راه مناسب، زندگی خود را اداره نماید و هر لحظه با دعا کردن موانع و مشکلاتش را برطرف سازد[22].
3. اهمیت و جایگاه دعا
انسان بر آیین توحید نامحرم و بیگانه نمی باشد چون زمینه کامل آن را هنگام ولادت با خود دارد و در طول تاریخ بدون اعتقاد و گرایش زندگی نکرده است، پرستش بت، ماه، آفتاب و ... از توجه به خالق هستی محروم گردیده است. بنابراین، فلسفه وجودی پیشوایان دینی هم این است که مانع انحراف بشر از مسیر آفرینش خود باشد.
وقتی که توجه به خالق هستی یک قانون فطری است و بشر از هنگام تولّد به آن آگاهی دارد و همیشه در جهت تقرّب به پیشگاهش تلاش می کند پس او در تمام حالاتش در محیط دعا قرار گرفته ولی در اکثر اوقات از آن غافل است پس دعا از مجموع علاقه های فطری انسان تشکیل می شود که با گیرنده ی قوی فطرت، می تواند صدای نجات بخش خدا را دریافت کند[23].
علی (علیه السلام) در نهج البلاغه می فرمایند: « فَإِذَا نَادَيْتَهُ سَمِعَ نِدَاكَ وَ إِذَا نَاجَيْتَهُ عَلِمَ نَجْوَاك‏...»[24] ؛«پس آنگاه که صدایش کنی نوای تو را می شنود، وقتی که با او نجوا نمایی، سخنانت را می داند، حاجات خود را به سوی او می بری، خودت را آنطور که هستی به پیشگاهش عرضه می کنی، و هرگاه علاقه مند شدی با او درد و دل می نمایی و تمامی مشکلات و ناراحتی هایت را گزارش می دهی».
امیرالمومنین (علیه السلام) در بخشی دیگر از سخنان گهربار خویش محبوب ترین کارها نزد خداوند را دعا می داند: « أَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ‏عَزَّ وَ جَلَّ فِي الْأَرْضِ الدُّعَاءُ »[25]. شاید این تحلیل امام از آیه ی شریفه «وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ»[26] برگرفته شده باشد، چه در این آیه از دعا، با عنوان «عبادت» یاد شده است.
امیر مومنان دعا را سلاح اولیا[27]، بهترین سلاح[28]، سپر مومن[29] و کلید پیروزی و رستگاری[30] دانسته اشت. بر این اساس مومن می تواند با کمک دعا، باران رحمت الهی را بر سرزمین تفتیده ی دل ها بباراند و زنگار گناه را از دل بشوید، چنانکه می تواند با حمایت این سلاح، تنهایی و بی کسی خود را از خود دور و ستمکاران را عقوبت کند. حیات تابناک اهل بیت (علیهم السّلام) نشانگر این امر است که از سلاح کارآمد دعا برای رفع آزاد دشمنان خود استفاده می کرده اند[31].
به وسیله دعا، به مالکیّت واقعی خالق خویش اعتراف می کنیم و خود را در پوشش رحمت بی انتهای الهی قرار می دهیم چون که خالق متعال به انسان اجازه می دهد بلکه به او امر می کند به دعا روی آورد و از او درخواست حاجت نماید به خاطر اینکه عالم هستی در مالکیّت و قدرت کامل اوست و زمین و آسمان ها و تمام مخلوقات در قبضه ی قدرت او هستند و برای همه موجودات مخصوصاً برای انسان امتیاز قائل شده و روزنه ی دعا را به رویش گشوده است تا لیاقت و شایستگی هایش را به کمال رساند[32].
دعا همانند کلیدی است که دری را به روی انسان باز می کند و هیچ واسطه ای در این میان به چشم نمی خورد به عبارت دیگر، دعا یک شماره تلفن اختصاصی است که خدای متعال آن را به بندگانش مرحمت فرموده تا در هر حال و یا در هر زمان و مکان بتواند با او تماس گرفته و خود را از چنگال حوادث و مشکلات نجات دهند. وقتی که کلمه ی «یا ربّ» و «یا الله» از دلتان برخواست بدون کمترین فاصله صدای شما را خود پروردگار می شنود[33].
در قرآن کریم نیز آمده است:
«وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ؛[34] «و ما به او (انسان) از رگ گردنش نزدیکتر هستیم.»
« وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ ...؛[35] «هر وقت بندگانم از من سوال کنند همانا من نزدیک آنها هستم.»
امام علی (علیه السلام) معتقد است که انسان همواره باید به درگاه خداوند تضرع آورد و چنان نباشد که تنها در حال عافیت اهل دعا باشد:« ما مِنْ أَحَدٍ ابْتُلِيَ وَ إِنْ عَظُمَتْ بَلْوَاهُ بِأَحَقَّ بِالدُّعَاءِ مِنَ الْمُعَافَى الَّذِي لَا يَأْمَنُ مِنَ الْبَلَاء »[36] «آنکه به بلایی گرفتار آمده، هر چند گرفتاری اش بزرگ باشد، از آن کس که در عافیت و سلامت به سر برده و از بلا ایمنی ندارد، به دعا کردن سزاوارتر نیست.»
امام در سخنی دیگر خطاب به محمد بن حنفیه در این باره چنین فرمودند: «خود را در تمام کارها به خداوند یگانه ی قادر بسپار که در این صورت به دژی استوار و نگاهدارنده ای توانمند و پاسبانی استوار پناه برده ای. و خواسته ات را خالصانه از پروردگارت بخواه که خیر و شرّ و بخشش و منع و عطا و محروم ساختن در دست اوست.»[37]
خلاصه آنکه گویی چنان است که خداوند صدای آدمی را می شنود و به آن پاسخ می گوید. نتایج نیایش یک توهّم نیست و نبایستی حس قدسی و روحانی را نوعی بیان اضطراب آدمی در برابر خطرات پیرامون و راز جهانی دانست. دعا کردن به یک قوم یا گروهی اختصاص ندارد تا گفته شود آنانکه به این آیین آسمانی اعتقاد دارند طرفدار دعا هستند. بلکه این عمل زیبا و ظریف از فضای روحی انسان به عالم معنا متّصل می شود حتی افراد ملحد و خداشناس هم در هنگام وقوع یک حادثه ی جدی و مرگبار، وقتی که خلع سلاح می شوند از درون به سوی دعا کشیده می شوند[38].
4. نیاز انسان به دعا
انسان از وقتی که به دنیا می آید مدّتی که در این عالم است هنگامی که از این عالم می رود الی الأبد به جمیع شئونش، احتیاج او را احاطه کرده است. ذاتاً و صفتاً و فعلاً از خودش هیچ استقلالی ندارد و آیه ی شریفه می فرماید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ؛[39]« ای مردم شما به خدا نیازمندید، و خداست که بی نیاز ستوده است»
اوّلین مالدار یا قدرتمند دنیا سر تا پا نیاز است و فرقی بین افراد بشر نیست ذاتش محتاج به حق است به خدای هستی بخش لحظه به لحظه احتیاج دارد. دستگاه خلقت مانند بنّا و بنا نیست که بنّا بنایی بسازد و روی پای خود بایستد بلکه دستگاه خلقت مثل چراغ است که لحظه به لحظه باید به آن مدد برسد اگر یک لحظه برق نرسد خاموش می گردد نه طوریست که اگر یک لحظه روشن شد همین قسم باقی بماند. از لحظه هم کمتر اگر بشود تعبیر کرد نیاز مخلوق به خالق برطرف شدنی نیست مخلوق در اصل وجودش در استمرار و بقاء وجودش و در آثار و ظهور خواص وجودیش لحظه به لحظه نیاز به خالقش دارد.
دعا از توجه به نیاز برمی خیزد، حقیقت دعا التفات به این عجز و نیاز است احتیاجی که او را احاطه کرده متوجه بشود خواسته ای که در ذاتش پیدا می گردد زبان ترجمانش می گردد خدایا نعمت صحت بده و عافیت را از من نگیر می فهمد که نعمت صحت و عافیت بسته به اراده ی فوق است خدایا قوة را از من نگیر وقتی خواسته ی دل ظهور پیدا می کند می فهمد: « لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيم‏ ». حقیقت دعا یعنی نیازها و خواسته های درونی و فطری را ظاهر کردن و به زبان جاری ساختن.
امیرالمومنین در نهج البلاغه می فرمایند: «بدان به درستی که گنجینه های پادشاهی دنیا و آخرت در دست توست به تو اجازه داده تا او را بخوانی و اجابت تو را به عهده گرفته و فرمان داده که از او درخواست کنی تا به تو عطا فرماید و از او همت طلب کنی تا تو را رحمت آورد... هرگاه او را بخواهی آوازت را بشنود... پس ]حال که او را از این گونه شناختی[ نیازت را به سوی او می بری سفره ی دلت را نزد او می گسترانی، از غم هایت به سوی او شکوه می کنی و حل مشکلات را از او می خواهی و در کارهایت از او یاری می جویی، و از گنجینه ی رحمتش چیزهایی را می طلبی که دیگران قدرت بخشیدنش را ندارند، چیزهایی چون فزونی عمر، سلامت بدن و گشایش روزی و ...»[40].
امام علی (علیه السّلام) در این بخش از وصیت نامه ی پر نورش به چند موضوع مهم اشاره می فرماید: نخست به سراغ مسأله ی دعا می رود که بسیار سرنوشت ساز است و پر اهمیت است، می فرماید: «فرزندم، بدان آن کس که گنج های آسمان و زمین در دست اوست به تو اجازه ی دعا و درخواست را داده و اجابت آن را تضمین نموده است، به تو امر کرده که از او بخواهی تا عطایت کند و از او درخواست رحمت کنی تا رحمتش را شامل حال تو گرداند« ٌ وَ اعْلَمْ أَنَّ الَّذِي بِيَدِهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ قَدْ أَذِنَ لَكَ فِي الدُّعَاءِ وَ تَكَفَّلَ لَكَ بِالْإِجَابَةِ وَ أَمَرَكَ أَنْ تَسْأَلَهُ لِيُعْطِيَكَ وَ تَسْتَرْحِمَهُ لِيَرْحَمَك‏ »[41]
در این چند جمله، امام (علیه السّلام) برای تشویق به دعا کردن به نکاتی اشاره فرموده است: نخست می گوید: از کسی تقاضا می کنی که همه چیز در اختیار اوست زمین و آسمان و مواهب و نعمت ها و روزی ها و در یک جمله تمام گنجینه های آسمان و زمین، بنابراین درخواست از او به یقین به اجابت بسیار نزدیک است. در جمله دوم می فرماید: به تو اجازه داده و در واقع دعوت کرده تا به درگاهش روی و دعا کنی و این نهایت لطف و رحمت است که کسی نیازمند را به سوی خود فرا خواند و بگوید: بیایید و درخواست کنید. اشاره به آیاتی همچون: «قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلا دُعَاؤُكُمْ»[42] و مانند آن دارد.
در جمله سوم می فرماید: او تضمین کرده که دعای شما را مستجاب کند که اشاره به آیاتی مانند: «أدعونی أَستَجِب لَکُم»[43] و امثال آن است.
در جمله ی چهارم مطلب را از اذن و اجازه فراتر می برد و می گوید: به شما امر کرده است که آزاد درخواست کنید و طلب رحمت نمایید تا خواسته های شما را عطا کند و این به آیاتی نظیر «وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا»[44] اشاره دارد.
در جمله ی پنجم می فرماید: «و خداوند میان تو و خودش کسی را قرار نداده که در برابر او حجاب تو شود و تو را مجبور نساخته که به شفیعی پناه بری». (وَ لَمْ يَجْعَلْ [بَيْنَهُ] وَ بَيْنَكَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ مَنْ يَحْجُبُكَ عَنْهُ وَ لَمْ يُلْجِئْكَ إِلَى مَنْ يَشْفَعُ لَكَ إِلَيْه‏)
اشاره به این که اساس اسلام بر این است که انسان ها می توانند رابطه ی مستقیم با پروردگار خود پیدا کنند، همان گونه که همه روزه در نمازهای خود از آغاز تا پایان، مخصوصاً در سوره حمد، با پروردگارش خطاب مستقیم دارد به گونه ای که هیچ واسطه ای میان آنها و او نیست.
این افتخار بزرگی است برای اسلام و مسلمانان که اسلام راه ارتباط مستقیم با خدا را بر همه گشوده و جای جای قرآن مجید، شاهد و گواه بر آن است. به ویژه آیاتی که خداوند را با تعبیر «رَبَّنا» یاد می کند[45].
انسان در راحتی نیز نیازمند دعا و نیایش است یعنی در هنگام خوشی ها هم دعا داشته باشد خدایا تو نعمتت را مستدام بدار و در هنگام ناخوشی ها خدایا تو خودت بلا را دور فرما و مصیبت را برطرف نما.
امام علی (علیه السلام) در جای دیگر نهج البلاغه نیاز انسان به دعا اشاره کرده می فرمایند: « مَا الْمُبْتَلَى الَّذِي قَدِ اشْتَدَّ بِهِ الْبَلَاءُ بِأَحْوَجَ إِلَى الدُّعَاءِ- [مِنَ] الْمُعَافَى الَّذِي لَا يَأْمَنُ الْبَلَاء »[46]؛ «آن کسی که به شدّت گرفتار دردی است، نیازش به دعا، بیشتر از شخص تندرستی که از بلا در امان است نمی باشد».
پیغمبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نیز ما را به این مهم آگاه کرده و در روایتی فرموده اند:« إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَحَبَّ شَيْئاً لِنَفْسِهِ وَ أَبْغَضَهُ لِخَلْقِهِ أَبْغَضَ لِخَلْقِهِ الْمَسْأَلَةَ وَ أَحَبَ‏لِنَفْسِهِ أَنْ يُسْأَلَ وَ لَيْسَ شَيْ‏ءٌ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَنْ يُسْأَلَ فَلَا يَسْتَحْيِي أَحَدُكُمْ أَنْ يَسْأَلَ اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ وَ لَوْ بِشِسْعِ نَعْل‏»[47] نیازمندی های خود حتی در محکم کردن بند کفش را از خدا بخواهید. و این نشان دهنده این است که انسان در همه حال ها و در همه ی کارهای کوچک و بزرگ نیازمند به خدا و دعا می باشد.
بعد از این ما یده خواهیم از تو بس تا نپوشد بحر را خاشاک و خس[48]
مقام تسلیم و رضا، در منازل چهل گانه و مراتب اربعین و تا رسیدن به اوج عرفان از منازل ابتدایی به شمار می رود و از آنجا که رسیدن به مراتب و مراحل برتر کاری بس دشوار و پیچیده و لغزان است باید با دعا و تضرّع از خداوند خواست تا سالک را به سلوک خویش موفّق بدارد. از این رو کسانی که در مقام تسلیم و رضا هستند از دعا برای سیر مدارج عالیه بی نیاز نخواهند بود. از آنجا که امیرالمومنین سر سلسله ی عارفان به شمار می رود، هیچ گاه خود را بر دعا بی نیاز نمی دید، با آنکه در مقامات عالیه عرفان قرار داشت و از صفت عصمت برخوردار بود.
5. نتیجه گیری
دعا و تلاش دو بالی هستند؛ برای پرواز انسان به سمت کمال و کامیابی دین و دنیا و این دو، هماهنگ و همدوش وسیله ی رسیدن انسان به تعالی و ترقی است؛ انسان به طور طبیعی مجذوب کمال است، کششی فطری در درون انسان وجود دارد که او را به سوی بی نهایت سوق می دهد و انسان با تلاش، بدون دعا و توجّه به خدا به سرانجام مطلوب و سعادت بخش نخواهد رسید؛ لذاعبادات باید با نیت تقرب به خدا به جا آورده شود و دعا كه از برترین عبادت هاست تنها با همین نیت باید انجام گیرد تا اينكه باشد وسيله اي براي رسيدن به مرام كه درپيش رو داريد. چنانکه دعای شبانه روزی، بدون کار و کوشش، هرگز قدم به پیش نخواهد برد.
6. کتابنامه
* قرآن کریم
* نهج البلاغه ترجمه دشتی
1. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، بیروت، موسسه اعلمی،بی تا.
2. بلخی،مولانا جلال الدین(مولوی)؛ متن کامل مثنوی معنوی،تهران: انتشارات پژوهش،1375.
3. جوهری، اسماعیل، صحاح تاج اللغة و صماح العربیه، بیروت، دارالعلم الملایین، 1407ق.، چ4.
4. دخیل، علی محمد علی، أئمتنا، بیروت، دارالمرتضی، 1402ق.
5. دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، تهران، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1372.
6. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، تهران، انتشارات مرتضوی، 1362.
7. شریعتی، علی، فرهنگ لغات، تهران، انتشارات قلم، چ سوم، 1376، ص190.
8. عسکری، ابوهلال، الفروق اللغویه، قم، موسسه نشر اسلامی، 1412ق.
9. فتاحی، سید حمید، پیشین، باجوانان در ساحل خوشبختی، قم، نشر الهادی، 1377.
10. فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، قم، موسسه دارالهجره، 1409ق.، چ2.
11. قائمی، علی، سازندگی و تربیت دختران، انتشارات انجمن اولیا و مربیان جمهوری، 1369، بی جا.
12. قمی، محمد بن علی بن بابویه، الامالی (شیخ صدوق)، بیروت:علمی، چ پنجم:1400ق،
13. قمی، محمد بن علی بن بابویه، من لا یحضره الفقیه (شیخ صدوق)، تهران، موسسه بعثت، 1417ق.
14. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، موسسه الوفاء، 1403ق.
15. محمد بن مکرم، ابن منظور، لسان العرب، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، 1405ق.
16. مصطفوی کرمانی، محمد، دعا عامل پیشرفت یا رکود، بی جا، انتشارات حقیقت، 1351.
17. مظاهری، حسین، شرح و تفسیر دعای کمیل، مترجم: محمد تحریرچی، انتشارات لا اله إله هو، چ دوم، 1364، بی جا .
18. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، پیام امام، تهران، امیرالمومنین (ع)، 1375، چ دوم.
19. هاشمی رفسنجانی، علی اکبر، فرهنگ قرآن، قم، موسسه بوستان کتاب، 1386.
***
[1] . sobhe.omid68@gmail.com
تلفن تماس: 09177635981 ــ 04524873238
[2] . علق(96)/ 4- 3
[3] . بقره (2)/ 186
[4] . فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، قم، موسسه دارالهجره، 1409ق.، چ2،ج2، ص222
[5] . محمد بن مکرم، ابن منظور، لسان العرب، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، 1405ق.، ج14، ص258.
[6] . عسکری، ابوهلال، الفروق اللغویه، قم، موسسه نشر اسلامی، 1412ق.، ص534.
[7] . دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، تهران، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1372، ج7، ص9602.
[8] . ابن منظور، پیشین، ج14، ص258.
[9] . جوهری، اسماعیل، صحاح تاج اللغة و صماح العربیه، بیروت، دارالعلم الملایین، 1407ق.، چ4، ج6، ص2337.
[10] . هاشمی رفسنجانی، علی اکبر، فرهنگ قرآن، قم، موسسه بوستان کتاب، 1386، ج13، ص481.
[11] . راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، تهران، انتشارات مرتضوی، 1362، ص170.
[12] . عسکری، ابوهلال، پیشین، ص534.
[13] . همان، ص495.
[14] . مصطفوی کرمانی، محمد، دعا عامل پیشرفت یا رکود، بی جا، انتشارات حقیقت، 1351، ص35.
[15] . مومن (غافر40)/ 60.
[16] . قائمی، علی، سازندگی و تربیت دختران، انتشارات انجمن اولیا و مربیان جمهوری، 1369، بی جا، ص172.
[17] . شریعتی، علی، فرهنگ لغات، تهران، انتشارات قلم، چ سوم، 1376، ص190.
[18] . شرح و تفسیر دعای کمیل، مظاهری، حسین، مترجم: محمد تحریرچی، انتشارات لا اله إله هو، چ دوم، 1364، بی جا، ج1، ص16.
[19] . فتاحی، سید حمید، پیشین، باجوانان در ساحل خوشبختی، قم، نشر الهادی، 1377، ص213.
[20] . همان، ص214.
[21] . مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، موسسه الوفاء، 1403ق.ج83؛ ص 113.
[22] . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، بیروت، موسسه اعلمی،بی تا، ج6، ص191.
[23] . فتاحی، سید حمید، پیشین، ص225.
[24] . نهج البلاغه، نامه 31.
[25] . کلینی، محمد بن یعقوب، پیشین، ج 2، ص467.
[26] . مومن (40)/60
[27] . « الدُّعَاءُ سِلَاحُ الْأَوْلِيَاء »، غررالحکم، ص192، ح (3743).
[28] . « نِعْمَ السِّلَاحُ الدُّعَاء »، همان، ص192، ح (3745).
[29] . « لدُّعَاءُ تُرْسُ الْمُؤْمِن‏ »، الکافی، ج2، ص468، ح4
[30] . « الدُّعَاءُ مَفَاتِيحُ النَّجَاحِ وَ مَقَالِيدُ الْفَلَاح‏ »، همان، ح2.
[31] . ر.ک. دخیل، علی محمد علی، أئمتنا، بیروت، دارالمرتضی، 1402ق.، ج1، ص222- 214.
[32] . فتاحی، سیدحمید، پیشین،ص227.
[33] . همان، ص 229.
[34] . ق (50)/ 16
[35] . بقره (2)/ 186.
[36] . قمی، محمد بن علی بن بابویه، الامالی (شیخ صدوق)، بیروت:علمی، چ پنجم:1400ق، ص265.
[37] . قمی، محمد بن علی بن بابویه، من لا یحضره الفقیه (شیخ صدوق)، تهران، موسسه بعثت، 1417ق.،ج4، ص386.
[38] . فتاحی، سید حمید، پیشین،ص213.
[39] . فاطر (35)/ 15
[40] . نهج البلاغه، نامه 31.
[41] . همان.
[42] . فرقان (25)/ 77
[43] . غافر (40)/ 32
[44] . نساء(4)/ 32
[45] . مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، پیام امام، تهران، امیرالمومنین (ع)، 1375، چ دوم، ج7، ص583.
[46] . نهج البلاغه، حکمت 302.
[47] . کلینی، محمد بن یعقوب، پیشین،ج4، ص21،ح4.
[48] . بلخی،مولانا جلال الدین(مولوی)؛ متن کامل مثنوی معنوی،تهران: انتشارات پژوهش،1375، دفتر ششم، ص1025