در فتنه ها چونان شتر دو ساله باش، نه پشتى دارد كه سوارى دهد و نه پستانى تا او را بدوشند.
مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت
خلفا
آرى خلافت پیراهن نیست؛ سنگ آسیاى گردنده جامعه است؛ خلافت نیاز به محور دارد، نه این که کسى او را بر تن کند و پوشش خود قرار دهد. سپس دلیل روشنى براى این معنا ذکر مى کند که به هیچ وجه قابل انکار نیست،
تا آن که سومى به حکومت رسید، کسى که دو پهلویش از پرخورى باد کرده، همواره بین آشپزخانه و دستشویى سرگردان بود [برنامه اش جز انباشتن شکم و تخلیه آن نبود] و دودمان پدرى او از بنى امیّه به همراهى او برخاستند
برخى گمان كرده اند كه اين توصيفات از حضرت درباره عمر بن خطّاب است كه از او به (فلان) تعبير آورده است. ولى در مورد اين گمان باطل جواب هايى داده شده است.
حضرت(عليه السلام) هنگام مشايعت ابوذر در وقتى كه او را به تبعيدگاه مى بردند، فرمود: «يا اباذر! انّك غضبت لله فارجُ مَن غضبت له. انّ القوم خافوك على دنیاهم و خفتهم على دينك، فاترك فى ايديهم ما خافوك عليه و اهرب بماخفتهم عليه، فما احوجهم الى ما منعتهم و ما اغناك عمّا منعوك»؛(3) (اى ابوذر! همانا تو براى خدا به خشم آمدى، پس اميد به كسى بَند كه به خاطر او خشم گرفتى. اين مردم در دنياى خود از تو ترسيدند، و تو بر دينِ خويش از آنان ترسيدى. پس آن را كه به خاطرش از تو ترسيدند. بديشان واگذار، و با آنچه از آنان برايشان ترسيدى رو به گريز در آر. بدان چه آنان را از آن بازداشتى، چه بسيار نياز دارند، و چه بى نيازى تو بدان چه از تو باز مى دارند...).
پس از رحلت پیامبر (و محرومیت از خلافت) در کار خویش اندیشیدم و ناگهان دیدم که یاوری برای من جز اهل بیتم نیست؛ پس به مرگشان (در راه گرفتن حق خویش) راضی نشدم و چشمی را که خار در آن خلیده بود، بستم و با گلویی که استخوان در آن مانده بود، نوشیدم و بر گرفتگی راه نفس و حوادث تلختر از زهر صبر کردم
مقام امامت ورهبری در اسلام، یک منصب انتصابی از جانب خداست. ولی متاسفانه سران آن قوم در این مورد، همچون دهها مورد دیگر، نص پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را نادیده گرفتند ومردم را به گزینش پیشوا از طریق امت سوق دادند
در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله ، جامعه نو بنیاد اسلامی هر لحظه از ناحیه روم، ایران و منافقان تهدید می شد. خطر امپراتور روم، پیوسته فکر پیامبر صلی الله علیه و آله را به خود مشغول می ساخت و حضرت تا دم مرگ از فکر روم بیرون نرفت. نخستین برخورد نظامی مسلمانان با ارتش روم که در سال هشتم هجرت در سرزمین فلسطین رخ داد، به شکست ارتش اسلام منتهی شد، و هر لحظه بیم آن بود که به مرکز اسلام حمله شود.
گاه حتی به بهای آسیب جامعه و از هم گسیختگی پایه های آن، به چنین شیوه هایی متوسل می شوند. سخنان امیرالموءمنان در نهج البلاغه و برخی هم عصران آن حضرت، گویای این نکته است که آن حضرت، کوچک ترین علاقه و محبتی نسبت به حکومت و مظاهر دنیا نداشته، زاهدترین فرد زمان خویش بوده اند و اگر گاهی نیز از حکومت سخن گفته اند، فقط مصالح اسلام و امت اسلامی را در نظر داشته اند. با این اوصاف، چگونه ممکن است که آن حضرت چنین رویه ای در پیش گیرد؟
در زمان حیات عثمان آنگاه که انقلابیون عثمان را در محاصره قرار داده بودند و بر او فشار آورده بودند که یا تغییر روش بدهد یا استعفا کند؛ یگانه کسی که مورد اعتماد طرفین و سفیر فی ما بین بود و نظریات هریک از آنها را علاوه بر نظریات خود به طرف دیگر می گفت،علی بود. از همه اینها گذشته در دستگاه عثمان فساد زیادتری راه یافته بود و علی(ع)برحسب وظیفه نمی توانست در زمان عثمان و یا در دوره بعد از عثمان در باره آنها بحث نکند و به سکوت برگزار نماید.